جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

297

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

غنائم جنگ خيبر بدون حق با خود برد ، بر او آتشى خواهد افروخت » . رفاعه از دنيا « شهيد » رفت ، ولى بنا به گفته پيامبر او گناهكار است زيرا كه او سهم مختصرى از مال مردم را بدون حق گرفته است و مىبايست اين پوشاك را خود برنمىداشت و منتظر مىشد كه ثروت عمومى ، بين فردفرد مسلمانان به‌طور عادلانه توزيع گردد ، تا به كسى بيشتر از نصيب و سهم خود نرسد ! اگر بخواهيد ارزش اين موضع اسلام در قبال استثمارگران و محتكران را بدانيد - خواه استثمار و احتكار كم باشد يا زياد - و آن را با اصول عميق و ريشه‌دار اسلامى ارزيابى كنيد ، بدون شك به‌خوبى درك مىكنيد كه اسلام عظمت زندگى را بالا مىبرد و تحكيم مىبخشد و اعتراف مىكند كه انسان زنده ، تنها مدار و محور اين هستى و وجودى است كه خداى واحد آن را خلق كرده و نگهدارى نموده است . پس چگونه مىتوان تصور كرد كه اجازه دهد حق زندگى و حق معاش كه از وسائل اساسى حيات است از اين انسان سلب شود ؟ ! و گروهى از نادان‌ها و احمق‌ها و سوداگرانى كه با جان و مال مردم بازى مىكنند ، با كمال بىشرمى و بىعرضگى ، مردم را از آن محروم سازند ؟ بدين‌ترتيب ، مال و ثروت در نظر پيامبر ، جز يك واسطه و وسيله براى برپاداشتن حدود و وسايل زندگى يك موجود اجتماعى - انسان - چيز ديگرى نيست . و اصولًا وقتى كه جهان هستى براى انسان حق استفاده از هوا و نور را مىدهد ، به‌همان ترتيب نظير اين حق ، در استفاده از منافع زمين را نيز به او مىدهد ، زمينى كه از اين هوا و نور و امثال آن ، به‌وجود آمده و تركيب يافته است و هرگز همسايه يا